مدرسه

خرید بک لینک
توسط محمدصالح طراحی | یکشنبه سوم مرداد ۱۴۰۰ | 20:56

مدرسه براي من هميشه خاطره انگيز و سرشار از احساسات خوش و گاها ناراحت کننده بوده است. از دوران دبستان و دوستي هاي يک روزه اش تا دوران دبيرستان و دوستي هاي 6 ساله اش، همگي برايم لذت بخش اند. مدرسه تمام شد و هنوز تجربه اي از دانشگاه ندارم. مدرسه را به خاطر درس هايي که در آن بيان ميشد دوست ندارم. آن را به خاطر هم کلاسي هايم، معلم هاي دلسوزم و انسانيت دوست دارم. به راستي اين مدرسه بود که احساس همدلي را در آن تجربه ميکردم. و چه بسيار آن لحظات پائيزي را دوست دارم که ناگهان خورشيد ناپديد ميشد و بوي باران تمام وجودم را در آغوش ميگرفت. آنگاه که قطرات باران بر کتابم در حياط مدرسه ميرخت. آنگاه که دوستانم را ميديدم که بي توجه به باران بازي ميکردند و من خود را تنها کسي ميديدم که از قطره قطره باران لذت ميبرد. مدرسه براي من از دوران کودکي تا جواني محلي براي شوخي هاي کودکانه و دلخوري هاي چند روزه هم بود. اما الان که همه چيز براي اين اسم زيبا پايان يافته، حتي سخت ترين لحظاتش را هم دوست دارم. آن هنگام که حين تدريس معلم رياضيمان از بلندگوي مدرسه صداي دعاي عهد پخش ميشد، و کلاس ما برخلاف ديگر کلاسها که در صف ايستاده بودند شروع شده بود. چرا که معلم ما برايمان ارزش قائل بود. زنگ مدرسه ساعت 8 به صدا در مي آمد. اما معلم هميشه مهربان من کلاس را يک ساعت زود تر شروع ميکرد. و من هميشه ساعت 7 حاضر و آماده براي شرکت در کلاس بودم. عاشق اين بودم که همزمان طلوع زيباي خورشيد، در حال يادگيري در مدرسه باشم. و اين موضوع بعد از دوران کرونا هم ادامه يافت. آخرين جلسه از کلاس زيست را هرگز فراموش نميکنم. در کلاس 27 نفريمان فقط من بودم که حاضر بود. آخرين روز از ديدار معلمم و آخرين روز از سال تحصيلي، فقط من به صداي زيبا و رساي معلم زيست شناسيم گوش دادم. سر کلاس ايشان آن روز من تمام تمرينات را حل کردم. 50 تست چهارگزينه اي را با معلمم تحليل کرديم و ايشان براي من آرزوي موفقيت کردند. مدرسه را به خاطر معلم هاي فراموش نشدينش دوست دارم. آنها که حتي نيمه شب هم از پاسخ گويي به سوالاتم خسته نميشدند.

ولي من چطور ميتوانم بوي کلاس، بوي نمازخانه، بوي عطر گلابي که هر روز صبح از دفتر معاون مدرسه مي‌آمد و بوي کلاسي که هميشه به عنوان اولين نفر در آن حاضر ميشدم و نيمکت هاي به هم ريخته را مرتب ميکردم فراموش کنم. چطور نوشتن نام خدا را بر تخته کلاس را از ياد ببرم. اين خاطرات بخشي از وجود من اند و براي هميشه در خانه قلبم باقي خواهند ماند

وبلاگ شخصی محمد صالح طراحی...

ما را در سایت وبلاگ شخصی محمد صالح طراحی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 28 آذر 1404 ساعت: 5:06

صفحه بندی